مهدویت چیست؟
با عرض سلام خدمت بازدیدکنندگان محترم، عالمان خرد، دانشمندان راه علم و حق علاقه مندان به حوزه مهدویت و هر آنکس که دغدغه اش انسان و انسانیت می باشد.
شاید کمی جای تعجب داشته باشد که چگونه یک نفر که تمام زندگیش درس از نوع فنی بوده و با برنامه نویسی و ربات و مدار و کامپیوتر سر و کار داشته از امام زمان (عج) و ظهور صحبت می کند. باید بگویم که جای تعجب ندارد چون هر آنکس که دل به حق و صفات حق تعالی و انسانیت خوش کرده است می داند که او خواهد آمد و انسان را از تمام رنج هایش آزاد می کند. انسانی خسته از ظلم، گناه، خیانت، بدعت، فقر، بی عدالتی، فحشا، خود ارضایی و ….
همه ما یا شاید تعدادی از ما می دانیم منجی ظهور خواهد کرد و زمین به ارث صالحان در می آید. دلیل این امر بسیار ساده و زیباست زیرا خداوند باید حجت تمام کند بدین معنا که او می خواهد قبل از یک اتفاق مهم انسان ها را آماده کند. فرض کنیم آن اتفاق کنکور می باشد. قبل از هر کنکور کلاس های تقویتی بسیار پر بار و مفید برای انسان ارائه می شود. در صورت حضور در کلاس های تقویتی و گذارندن دوره ها شما می توانید در کنکور شرکت کنید و با رتبه بسیار خوب از انتخاب رشته دانشگاه و سپس ورود به دانشگاه دلخواه و تحصیلات عالی لذت ببرید. اما در صورت شرکت نکردن در این کلاس، عواقب خراب کردن امتحان مانند قبول نشدن در کنکور، رتبه بسیار بد، مقایسه شدن شما با سایر افراد و سرزنش بسیار ، افسردگی و نرسیدن به آرزو ها و ندیدن زیبایی ها و لذت نبردن از آنها بر عهده خود شماست.
اما این تنهایک مثال بلا تشبیه با ظهور امام زمان (عج) به عنوان کلاس تقویتی و بر پایی قیامت به عنوان کنکور بود.
سوالی که در این جا باید مطرح کرد این است که آیا ما در قبال این ظهور وظیفه ای داریم؟ آیا تنها خواندن دعا کافیست؟ اشک ریختن کافیست؟ در حقیقت معنای انتظار چیست؟ آیا فقط ما منتطریم یا <او> نیز منتظر است؟ معنای مهدویت و مهدوی بودن چیست؟
انسان معاصر به خوبی دریافته است که اگر برای چیزی تلاش نکند به هیچ عنوان به صورت کامل بدست نمی آید. از آرزو های دنیایی گرفته تا توشه های اخروی. برای بدست آوردن باید تلاش کرد باید هدف را مشخص کرد و در مسیر رسیدن و یا حتی نرسیدن به هدف تنها تلاش کرد. بنابراین چطور ممکن است که ما با اشک ریختن و یا دعای فرج به هدف ظهور که قطعا هدفی دستیافتنی و وعده حق خداوند می باشد دست پیدا کنیم. شما هنگامی به یک هدف خواهید رسید که بستر را آماده کرده باشید. به عنوان مثال فرض کنیم شما می خواهید در دانشگاه صنعتی شریف در رشته برق الکترونیک در مقطع دکتری قبول شوید بنابراین :
در ابتدا به ساکن بسیار مهم است که در چه هنگامی این فکر به مغز شما خطور کرده است. اگر در مقطع فوق لیسانس به این فکر افتاده باشید، کار شما بسیار سخت می شود زیرا اگر در دانشگاه سطح پائین مشغول تحصیل بوده اید بستر آماده ای برای راه یابی به دانشگاه شریف را ندارید و نیازمند تلاش و گذاشتن وقت بسیار زیاد می باشد. اما اگر در مقطع راهنمایی یا دبیرستان به این فکر افتاده باشید کار شما بسیار راحت می باشد زیرا می توانید بستر را از همان موقع فراهم کنید.
اگر فرض کنیم هدف بستر سازی ظهور از زمان کودکی یک انسان در وی شکل گیرد چنین انسانی مطمئنا در زمان جوانی به هدف خود رسیده است. حال اینکه این هدف نه ظهور بلکه می تواند نقش یک منتظر واقعی ظهور باشد. شاید معنای کلمه منتظر بسیار اشتباه در میان جامعه جا افتاده است. منتظر به معنای یک انسان گریان و تسبیح بدست و ذکر زیر لب نیست بلکه منتظر واقعی به معنای شخصیتی است پویا، دارای خرد، آشنا به ابزار و علم و تکنولوژی روز جامعه، آشنا به مدیریت افراد و بسیاری از فاکتور های دیگر است که در کنار تئوری کار که همان موارد ذکر شده مانند دعا و ذکر می باشد بتواند حظوری پیوسته، فعال و عمل گرایانه در جامعه داشته باشد. بنابراین می توان فهمید که در جامعه امروزی تک تک اعضای آن در رشد و بستر سازی این هدف نقش بسزایی دارند. اما نقش هایی که منتظران واقعی می توانند در جامعه ایفا کنند:
1- انجام فرائض دینی: بدون شک دروازه ورود به معرفت انسانی در ابتدای راه، دین و اصول آن است. آموزه های اصول دینی برای انسان مانند برق برای روشن شدن لامپ است بدون رهنمود های دین انسان تنهاو رها چه بسا در مسیر اشتباه را ه را جستجو کند. این اصول همان توحید، معاد و نبوت است. در این راستا آموزه های دینی بسیار دارای اهمیت می باشد مانند انجام فرائض دینی و واجبات نماز و روزه و ترک محرمات.
2- ترک فعل گناه: گناه به معنای بر هم زدن تعادل و نظم دقیق هستی می باشد. اگر ازدواج امری طبیعی و حلال و کمک کننده به نظم طبیعت است به همان اندازه زنا یک امر غیر طبیعی بر هم زننده نظام و تعادل طبیعت می باشد. ازدواج به عنوان مثال مانند سلول های سالم دست بخشی از یک کل مانند بدن انسان می باشد. زنا نیز مانند سلول های سرطانی که در بخشی از بدن شکل می گیرد می تواند به کل بدن آسیب رساند و در نهایت آن را از پا در بیاورد. بنابراین هر عملی که در شکل گیری ازدواج اختلال ایجاد کند گناه محسوب می شود، مانند: زنا، خود ارضایی، اما عوامل ایجاد گناه در امر ازدواج شامل: دیدن تصاویر محرک، رفتن به درون سایت های غیر اخلاقی، آزاد گذاشتان ذهن جهت تفکرات جنسی، صحبت با افراد منحرف در مورد روابط جنسی نامشروع، خود را عمدا در معرض شهوت قرار دادن و غیره. گناه اشکال گوناگونی دارد که تنها یکی از موارد آن به دلیل اینکه شیوع بسیار زیادی در جوامع دینی دارد ذکر شد.
3- خدمت رسانی: از جمله عواملی که بسیار می تواند مفید واقع شود خدمت رسانی در جامعه مهدویت می باشد. این نوع خدمت رسانی با هدف بستر زایی هر چه بیشتر صفات فطری انسان در یک جامعه باید شکل گیرد مانند تعهد، مسئولیت، گذشت، فداکاری، ایثار، حسن خلق، بخشش و …/